سلام سلام حال شما؟ چه طورين ؟چه خبر ؟ مام خوبيم بيكار بي ار مي چرخيم خبر جديد اين كه يكتا رفت تهران . اها راستي با سارا داشتم حرف مي زدم مي گفت روش تحقيق همه رو قبول كرده. من كه باورم نمي شه يعني تا از دهن خود رئيس دانشگامون نشنوم باور نمي كنم. اخ انقد دلم مي خواد دانشگاه دوباره شروع بشه نه به خاطر درس خوندنا كه منم چقدر درس خونم جان عمم به خاطر كارايي كه سر كلاس مي كرديم واي چه حالي مي داد همه رو مسخره مي كرديم كسي جرئت نداشت از دست ما حرف بزنه سريع حالشو مي گرفتيم. كلاس ما هم همه دختر فقط سه تا كله پوك (كه البته پسر بودن)مزاحم بودن . البته يه دختره خر خونم تو كلاسمون بود كه من دلم مي سوخت براش اخه بچه ها ديگه خيلي بهش گير مي دادن بد بخت نمي تونست حرف بزنه گناه داشت يادش به خير. خوب ديگه ما بريم فعلا باباي


نوشته شده در چهارشنبه 16 مرداد 1387ساعت07:58 قبل‏ازظهر توسط nazanin | لينک ثابت || نظرات(8) - ارسال نظر -